|
آموزش نوین ریاضیات دوره ی اول دبیرستان درباره وبلاگ ریاضی چگونه زیستن است آخرین مطالب
چهارشنبه 09 اسفند 1391 :: 20:06 :: نويسنده : محمدرضا سلطانی
چهارشنبه 09 اسفند 1391 :: 20:01 :: نويسنده : محمدرضا سلطانی
دوشنبه 07 اسفند 1391 :: 16:19 :: نويسنده : محمدرضا سلطانی
این حکایت را به جان فن نویمان (1975 – 1903)، ریاضی دان مشهور و معاصر مجاری – که به تعبیری پدر علم سیبرنیک محسوب می شود – نسبت داده اند: می گویند روزی نویمان به سرعت می رفت تا به کلاس درس خود در «دانشگاه ام آی تی» برسد. در راهروی منتهی به کلاس، دانشجویی با شتاب خود را به او رساند و به او که با عجله می خواست وارد کلاس شود گفت : «استاد ببخشید یک سوال داشتم!»
استاد با بی حوصلگی گفت: «ببینم چیست؟»
دانشجو ورقه ای را که در دست داشت و روی آن مساله ای در باره محاسبه یک انتگرال معین بود، به استاد داد. نویمان با عجله نگاهی به آن انداخت و گفت: «خوب این که معلوم است. می شود ۲» دانشجو گفت: «می دانم استاد، جواب زیر همین صفحه نوشته شده است، راه حل را می خواهم!» استاد کمی فکر کرد و پس از قدری مکث گفت: «آره... آره خوب...، بگذار ببینم ... بله ... بله... میشود ۲» دانشجو گفت: «بله استاد می دانم! ولی راه حل را می خواهم!» و استاد گفت: «خب من از دو راه متفاوت آن را حل کردم»
--------------------------
داستان زیر نیز واقعی است: در یک آزمون دبیرستانی در کشور انگلستان، پرسشی به صورت زیر آمده بود:
سوال: شما چند بار می توانید عدد ۷ را از ۸۳ کم کنید، تا جواب مثبت بماند؟ نتیجه نهایی آن چیست؟
جواب یکی از دانش آموزان به این صورت بود: «من هر چندبار که بخواهم می توانم این عمل تفریق را انجام دهم و جواب همیشه مساوی ۷۶ خواهد بود!» پنجشنبه 03 اسفند 1391 :: 18:09 :: نويسنده : محمدرضا سلطانی
سهشنبه 01 اسفند 1391 :: 16:26 :: نويسنده : محمدرضا سلطانی
دوشنبه 30 بهمن 1391 :: 16:54 :: نويسنده : محمدرضا سلطانی
دوشنبه 30 بهمن 1391 :: 16:49 :: نويسنده : محمدرضا سلطانی
جمعه 27 بهمن 1391 :: 12:43 :: نويسنده : محمدرضا سلطانی
جمعه 27 بهمن 1391 :: 12:27 :: نويسنده : محمدرضا سلطانی
یکشنبه 22 بهمن 1391 :: 18:59 :: نويسنده : محمدرضا سلطانی
|
||
|
|