آموزش نوین
ریاضیات دوره ی اول دبیرستان

ا حلِ معمای پایین، IQ خودتون رو اندازه بگیرید!

پاسخ در ادامه مطلب....




ادامه مطلب ...
۲۴ آبان ، مصادف با ۱۴ نوامبر
سالروز درگذشت گوتفرید ویلهلم لایبنتز
(Gottfried Wilhelm Leibniz)

شناسنامه

حیطه

ریاضیات، فیزیک، کیمیاگری، اخترشناسی، فلسفه طبیعی

دوره

سده هفدهم
عصر روشنگری

مکتب

فلسفه غربی

زادروز

۱ ژوئیه ۱۶۴۶ (میلادی)

زادگاه

لایپزیگ، آلمان

تاریخ مرگ

۱۴ نوامبر ۱۷۱۶ (میلادی)

محل مرگ

هانوور، آلمان

امضا

Leibnitz signature.svg

گوتفرید ویلهلم لایب نیتس در سال 1646 میلادی در شهر لایپزیک آلمان به دنیا آمد. پدرش استاد فلسفه هایی از اخلاق در دانشگاه بود.
در حالی که از نبوغ سرشاری برخوردار بود، زبان یونانی را در کودکی فرا گرفت. در پانزده سالگی در زادگاه خود وارد دانشگاه شد و با آراء فلاسفه و دانشمندان بزرگی مانند فرانسیس بیکن، توماس هابز، دکارت، کپلر و گالیله آشنا شد. وی آراء فلسفی حکمت یونان و فلسفه مدرسی را نیز به خوبی فرا گرفت.
لایب نیتس در سال 1663 به ” نیا“ رفت و در آنجا ریاضیات خواند. سپس خود را وقف مطالعه علم حقوق کرد و در سال 1667 موفق به اخذ درجه دکتری در علم حقوق از دانشگاه آلتدورف گردید.
از آن پس وارد فعالیت های سیاسی شد، تا جایی که شغلی در دربار بدست آورد و پس از مدتی برای انجام ماموریتی سیاسی به پاریس فرستاده شد. او در این سفر با کسانی چون مالبرانش و آرنو آشنایی یافت.
کار علمی لایب نیتس، با فعالیت دولتی او به عنوان فرستاده ی سیاسی به پاریس مخلوط شده بود. در سال 1673 در انگلستان بود و در آن جا، ماشین حسابی را که خود او – بعد از آشنایی با ماشین حساب پاسکال – ساخته بود، در جامعه ی سلطنتی به نمایش گذاشت. بعد از آنکه به پاریس بازگشت، به عضویت جامعه ی سلطنتی انتخاب شد.

ماشین حساب


لایب نیتس تا سال 1676 میلادی در پاریس ماند و در آخرین سال اقامتش .......




ادامه مطلب ...

بگید ۱۲ تا هستند یا ۱۳ تا ؟

       12 یا  13

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است.                        

http://www.daneshriazi.blogfa.com


این حکایت را به جان فن نویمان (1975 – 1903)، ریاضی دان مشهور و معاصر مجاری – که به تعبیری پدر علم سیبرنیک محسوب می شود – نسبت داده اند:

می گویند روزی نویمان به سرعت می رفت تا به کلاس درس خود در «دانشگاه ام آی تی» برسد. در راهروی منتهی به کلاس، دانشجویی با شتاب خود را به او رساند و به او که با عجله می خواست وارد کلاس شود گفت : «استاد ببخشید یک سوال داشتم!»

استاد با بی حوصلگی گفت: «ببینم چیست؟»

 

دانشجو ورقه ای را که در دست داشت و روی آن مساله ای در باره محاسبه یک انتگرال معین بود، به استاد داد. نویمان با عجله نگاهی به آن انداخت و گفت: «خوب این که معلوم است. می شود ۲»

دانشجو گفت: «می دانم استاد، جواب زیر همین صفحه نوشته شده است، راه حل را می خواهم!»

استاد کمی فکر کرد و پس از قدری مکث گفت: «آره... آره خوب...، بگذار ببینم ... بله  ... بله... میشود ۲»

دانشجو گفت: «بله استاد می دانم! ولی راه حل را می خواهم!»

و استاد گفت: «خب من از دو راه متفاوت آن را حل کردم»

 

--------------------------

 

داستان زیر نیز واقعی است:

در یک آزمون دبیرستانی در کشور انگلستان، پرسشی به صورت زیر آمده بود:

سوال: شما چند بار می توانید عدد ۷ را از ۸۳ کم کنید، تا جواب مثبت بماند؟ نتیجه نهایی آن چیست؟

 

جواب یکی از دانش آموزان به این صورت بود:

«من هر چندبار که بخواهم می توانم این عمل تفریق را انجام دهم و جواب همیشه مساوی ۷۶ خواهد بود!»


:: ::  نويسنده : محمدرضا سلطانی

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

خوش آمدید. لطفاً از تمامی صفحات بازدید به عمل آورید 

(از سمت راست ) قسمت موضوعات هم می توانید کمک بگیرید

 


 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

دیکشنری آنلاین